غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
412
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
امير حسين متعجب گشته امير موسى و اولجايتو اپردى و جهانشاه ولد تايقو و پولاد بوغا را بجنگ صاحبقران مظفر لوا نامزد كرد و آنحضرت اينخبر استماع نموده با دويست نفر از ملازمان دلاور بعزم شبيخون متوجه دشمنان دون گشت و در منزل آققيا تقارب فريقين اتفاق افتاد و چون سپاه امير حسين نزديك بده هزار سوار بودند صاحبقران كامكار صلاح در جنگ نديده بصوب بخارا رفت و در اثناء راه امير جاكو و امير سيف الدين و عباس بهادر بيرخصت از موكب همايون جدا شده بخراسان شتافتند و امير صاحبقران پس از وصول ببلدهء بخارا و نزديك رسيدن قراول دشمن محمود شاه را گفت كه صلاح در آنست كه برسم شبيخون بر سر اعدا تازيم و كار ايشان را بر طبق دلخواه بسازيم و محمود شاه اين معنى را قبول ننمود بنابر آن امير تيمور گوركان نيز متعاقب امرا از آب آمويه گذشته در ماخان بايشان ملحق شد و همدران چند روز لشگريان امير حسين بر بخارا استيلا يافتند و محمود شاه باتفاق پدر زن خود على يسورى گريخته و از آب عبور نموده بموكب عالى پيوست و صاحبقران عاليجاه چون چند ماه در ماخان بفراغت گذرانيده اسبان را فربه ساخت با ششصد كس از ملازمان رستم اثر كه در آن سفر در خدمت بسر ميبردند نوبت ديگر بسر پنجه علو همت عنان بارهء جهان نورد بدان طرف آن منعطف گردانيد و از راه خزار بحدود قرشى رفت و جمعى از نوكران امير موسى را كه آنجا بودند كشته در آن اثنا خبر يافت كه پنجهزار نفر از لشگر قراوناس در قوزىمنداق نشستهاند متوجه هدم اساس جمعيت ايشان شده چون نزديك بدان مكان رسيد سپاه ظفر دستگاه را هفت قشون ساخت و از اطراف و جوانب قراوناس درآمده سورن انداخت رعب و هراس بر ضماير آنجماعت استيلا يافته با وجود كثرت عدد از پيش اندك نفرى بگريختند و امير صاحبقران كامياب كامران بجانب سمرقند شتافته اوچ قرابها در كه از قبل امير حسين در شهر بود در كنار آب رحمت سر راه بگرفت و از دست برد ملازمان موكب همايون بر خاك زحمت افتاده پاى در وادى فرار نهاده به شهر درآمد و امير تيمور گوركان پنج شش روز در ساغرچ ساغر فراغت آشاميده در آن اثنا شنيد كه امير حسين جهة انگيختن غبار جنگ و شين با جنود نامعدود در قرشى منزل گزيده و منغلاى لشكر او به شهر سبز رسيده بر ضمير منيرش گذشت كه مناسب آنست كه چندگاهى مقابله و مقاتله را در توقف اندازد و عنان عزيمت به طرف تركستان منعطف سازد آنگاه با همان ششصد سوار كه اقبال واردست در دامن دولت ابد پيوندش زده بودند اتفاق كرده از سغد سمرقند بتاشكند شتافت و در نواحى آنولايت با بهرام جلاير و كيخسرو ختلانى كه به حكم خان مغولستان صاحب اختيار بلدان تركستان بودند ملاقات فرمود و بهرام جلاير چنانچه بايد و شايد به خدمتكارى ملازمان موكب شهريارى نپرداخت اما امير كيخسرو آنچه مقتضاى انسانيت و مروت بود ظاهر ساخت و امير حسين دو نوبت لشكرهاى گران بمحاربت امير تيمور گوركان بتركستان ارسال داشته هربار آنحضرت را پيكر فتح و نصرت روى نمود و سپاه امير حسين فرار برقرار اختيار كرده بوى پيوستند و در خلال آن احوال صاحبقران ستوده